۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پول» ثبت شده است

داستان های آرایشگاه

آرایشگاهی که میرم موهامو کوتاه کنم، تو محله دومادمون هستش.

بعضی وقتا که میرم آرایشگاه دومادمونم تو آرایشگاه هست.تا حالا ۲ یا ۳ بار شده که رفتم اون اونجا بوده و پولو حساب کرده ،مثل امروز.

خودش حساب میکنه و اصلا نمیزاره من پول بدم...

همین دیگه...

۱۷ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۳۱ ۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
Mohammad

هعی خدا...

 

 

خدایا ...

نه پول دادی، نه قیافه، نه هوش،حداقل دیگه مارو  تو جزیره پرنس ادوارد حول و حوش سال 1800تا1900 میلادی می آفریدی...

۲۲ فروردين ۹۷ ، ۱۹:۲۸ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Mohammad