خدا

خودت دیدی که این دوماه چقدر سختی کشیدم(روانی).درسته امشب اون اشتباه رو مرتکب شدم دقیقا یه شب بعد از شب قدر، بعد اون قرآن به سر،بعد از دو ماه توبه...

ولی نامردیه که دست منو نگیری ....

درسته من این ۲ ماه نمازامو نخوندم یا شل کن سفت کن خوندم...

درسته که....

 

پ.ن:به این نتیجه رسیدم من خیلی آدم ضعیفی هستم...

 

 

۱۹ خرداد ۹۷ ، ۰۵:۰۶ ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
Mohammad

جالب بود برام

 

یه حدیث جالب٬اینو که تو جزوم دیدم چند دیقه فقط داشتم میخندیدم...

 

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: هر کس یک بار در زندگی خود متعه کند، درجه اش به مانند درجة امام حسن مجتبی علیه السلام خواهد بود و هر کس دوبار متعه کند، درجه اش به مانند امام حسین سید الشهداء‌علیه السلام خواهد بود و هر کس سه بار این کار را انجام دهد، به درجة امام علی مرتضی علیه السلام نائل می آید و هر کس چهار بار متعه بگیرد، درجه اش همانند من خواهد بود.لئالی الاخبار ج 3 ص 243 

۱۹ خرداد ۹۷ ، ۰۲:۵۰ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Mohammad

رستگاری!!

خدایا چنان کن که سرانجام کار تو خشنود باشی‌ و ما از پاس شدگان...

۱۸ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۰۷ ۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
Mohammad

داستان های آرایشگاه

آرایشگاهی که میرم موهامو کوتاه کنم، تو محله دومادمون هستش.

بعضی وقتا که میرم آرایشگاه دومادمونم تو آرایشگاه هست.تا حالا ۲ یا ۳ بار شده که رفتم اون اونجا بوده و پولو حساب کرده ،مثل امروز.

خودش حساب میکنه و اصلا نمیزاره من پول بدم...

همین دیگه...

۱۷ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۳۱ ۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
Mohammad

فیلم _ ماه رمضان _ درس نخوندن!

 

فیلمایی که این چند روز دیدم:

۱_ انیمه زندگی مخفی آریتی_خوب بود.

۲_انیمه زمزمه قلب یا نجوای قلب_خیلی خوب بود.

۳_انیمه باد برمی خیزد_خوب بود ولی من دوست نداشتم.

۴_انیمیشن رئیس مزرعه _ برای بار هزارم دیدمش!این انیمیشن فوق العادس!یه انیمیشن خفن! با دوبله شاهکار گلوری.

۵_آینه بغل _ چرت و پرت بود.

۶_سکوت بره ها_فیلم خیلی خوبی بود.بازی آنتونی هاپکینز عالی بود.فک کنم اولین فیلم بود که از ش دیدم(فکرشو بکنید اولین فیلممو ازین بازیگر الان دیدم)٬ بازی اون زنه شخصیت اصلیم عالی بود.ولی در کل از فیلمای جنایی _راز آلود_معمایی خوشم نمیاد.

ولی این فیلم و فیلم هفت(دیوید فینچر) عالی بودن.بخصوص از فیلم هفت خیلی خوشم اومد.

 

دیگه شبای ماه رمضون فیلم نمیبینم.چون‌مشروط شدم این ترمو:|

۱۵ خرداد ۹۷ ، ۰۴:۴۲ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Mohammad

خواب خواب !

دیروز‌ ظهر از ساعت ۲ تا ۳و‌نیم درس خوندم، گفتم یه نیم ساعت استراحت بدم به‌خودم تا ساعت ۴ و بعدش شروع کنم درس بعدی. قرار کردم بخوابم وو۴ بیدار بشم، ولی از ۴ و نیم تا ۶ و ۴۵ دقیقه خوابیدم...

دیگه حرفی ندارم.

۱۳ خرداد ۹۷ ، ۰۴:۱۲ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
Mohammad

سوتی و خاطرات پچگی!

دوستم داشت از سوتی جلوی مادرش میگفت که یاد سوتی خودم‌ افتادم...

اون موقع ها که تازه گوشی خریده بودم،دوستم‌منو تو واتساپ اورده بود تو گروهش.بعد همونطور که میدونید تنظیمات واتساپ بطور پیش فرض اینه که تصایر بطور خودکار دانلود میشن..حالا ما رفتیم تو گالری یه عکس به عمم که کنارشم مادرم بود نشون بدم...یه دفعه یه عکس نا مناسب دیدم...یعنی تو صدم ثانیه عکس العمل نشون دادم و اومدم بیرون...تنها جایی که تو زندگیم شانس اوردم همینجا بود.....

 

 

هفته پیشم که با یه دوست دیگم در رابطه با سینما حرف میزدم یدفعه یاده برنامه جشنواره تابستانی فیلم های سینمایی شبکه دو افتادم...مجریشم بهمن هاشمی بود...یادش بخیر ، اون موقع ها خیلی حال میداد...بچه بودم.

تازه الانم یاد برنامه تماشاخانه که هر ظهر پنج شنبه انیمیشن سینمایی میزاشت افتادم..شبکه تهران یا همون ۵ ...شاید چون خیلی جاها شبکه پنج نداشت اون موقع ندیده باشید....این برنامه خیلی حال میداد اون موقع به من...مزش همیشه زیر دندودنم میمونه...

۱۲ خرداد ۹۷ ، ۰۳:۱۹ ۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
Mohammad

نفرت انگیزی!!!!!!!

چند ماه پیش ۳ نفری رفتیم پارک...

خیلی رو زمین آشغال بود..

به اون دو نفر گفتم ببینید ماها(آدما) با اینجاچکار کردیم ، خیلی حال بهم زنه...طبیعتو خراب کردیم...بهشون گفتم اینا همش بخاطر گشادی بیش از حد ماست ، این آشغال ریختنا....

یکیشون برگشت گفت:اونا مارو اینجوری بار اوردن.منظورش نظام وسیاست ها حاکم بر جامعه بود..

 

حالا نیمه شعبان دوباره باهم تو ماشین بودیم، و تو خیابون آش نذری میدادن....وقتی آش همون شخص تموم شد، ظرف آشو همینطوری از شیشه پرت کرد بیرون. حرکتش جالب بود...حالا اون یکی دوستم که تو پارک باما نبود،آشو که خورد رفت از ماشین بیرون و انداخت سطل آشغال...

منم خودم قطعا ازین کارا کردم، ولی الان دارم سعی میکنم این کارارو نکنم..

مثلا همین هفته پیش سر کلاس حوصلم سر رفت ، داشتم رو صندلی امضا میزدم..بعدش بخودم اومدم این چکاری هستش مرتیکه ،بعد با دستمال کاغذی تا حدودی پاکش کردم...

حالا نمیخام شخصیت دوستمو زیر سوال ببرم ، شاید این اولین بارش بوده که این کار کرده..ولی ازون جایی که من میشناسمش نه...خیلی ادمه چیزیه ....و جالب مورد قبول همه...اون حرفایی که خودش میزنه عملی نمیکنه... تو عمرم ، چاخان گویی مثلش ندیدم...یه حرفه راست ازش نمیفهمی...منم اول خودم نمیفهمیدم که داره دروغ میگه،بعد چند وقت پی بردم..ولی با این‌حال مورد احترام بقیه!

اینایی که هیچ ادعای ندارن و اون حرکت رو انجام میدن برامن قابل قبول تر از اونایی هستن که ادعاش رو‌میکنن و انجام میدن..خیلی تنفر انگیزن اینا‌...

من الان بعضی از دوستام هستن که مثلا بری آشغالو بندازی اشغالی نابودت میکنن..دستت میندازن و مسخرت میکنن...ولی باز همین نوع آدما خیلی بهترن...

 

۰۹ خرداد ۹۷ ، ۲۱:۴۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Mohammad

متحدین!

ازین که مامانم تو قضیه روشن کردن کولر، به جبهه من پیوسته خوشحالم...

اما همچنان قدرت بابام بیشتره... منو نموده تو این گرما:|

۰۸ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۵۲ ۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
Mohammad

دوباره قهرمانی

دوباره خوابگاه و یه فوتبال...

همون مشکلاتی که تو دیدن بازی الکلاسیکو بود ، دیشبم بود، خیلی حرف میزدن موقع بازی و هیشکدومم اصلا رئالی نبودن.بنابرین هیچی از بازی نفهمیدم و لذتی نبردم...

این قهرمانیو رئال مدیون اون‌دروازه بان لیورپول هستش!!نقش مهمی تو قهرمانی رئال داشت.

حالا جالبه این بچه ها که خیلیم باهم حرف میزدن یه چیزای بارشون بود‌.مثلا از همون اول میگفت این دروازه بان لیورپول خیلی سوتی میده و آخرشم این شد.ولی در کل کلا بازی جذاب و خوبی نبود دیشب.

ولی اون گل برگردون رونالدو به بوفون به من بیشتر چسبید تا گل دیشب بیل‌.

۰۶ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۵۲ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Mohammad